شنبه 13/2/93
سلام به پسر گل خودم
دیروز طبق عادت معمول اومدم خونه ی مامانی و بعد از یه کم استراحت با پسر گلم رفتم خونه. البته ناگفته نمونه که چند تا عکس خوشگل از گل پسری گرفتم نو خونه مامانی

این هم آقا آراد و گل پسر ما پوریا خان که دیگه آقا شده


آقا آراد ما هم از اونجایی که حسابی خوابش میومد بعد از اینکه بچه ام حسابی شیر خورد و یه کم باز یکرد خوابید و من هم شروع کردم یه شامی گذاشتم و تا تصمیم گرفتم یه چرتی بزنم بابا جونی از راه رسید و بعد از سر و صداهای بابا آقا آراد هم از خواب بیدار شد و شروع کرد به لج بازی و هرچقدر هم شیر می خورد چون خوابش میومد ساکت نشد که نشد برای همین تصمیم گرفتیم تا بریم دندون پزشکی تا من از دندونم عکس بگیرم من و آراد و بابا جون خلاصه اینکه آراد تو ماشین با بابا موند و من رفتم بالا وقتی کارم طول کشید پسر مامان هم اومد تو مطب و اونجا رو گلستون کرد و بعد از یه کم بازی با هم نوبت ما شد و کارمون رو انجام دادیم
این عکس هم واسه وقتی هست که گل پسر مامانش رو برده مطب دندونپزشکی

آقا پسری این روزا خیلی خیلی کنجکاوه و دست به همه چیز میزنه و کلا به همه چیز ردقت میکنه دیروز وقتی منتظر بودم تا بابا جون ماشین رو بیاره بیرون دیدم داره تلاش میکنه بره بالا برگشتم دیدم می خواد شاخه های درخت رو بگیره و وقتی دستش نمیرسید حسابی جیغ میزد. الهی من قربونت برم مامان

و این هم آخر شب و پسری و بازی با اسباب بازیها








شنبه 13/2/93 

